![]() |
![]() |
|
| >>--(¯`¤._رویـا من_.¤´¯)---> رویـای من 2006 دات بلاگفا دات کام <---(¯`¤._رویـا من_.¤´¯)--<< |
|
بنـــام خــــالق عشق برای دیگران شرح می دادم اگر ریاضــی بودم دوست داشتم تو را اثبات می کردم اگر شیمـــی بودم جزء فرول نام تو را نمی نوشتم اگر عـربـــی بودم جزء نام زیبای تو را صرف نمی کردم اگر نقـاشــی بودم فقط صورت زیبا تو را بر صفحهً سفید کاغذ می کشیدم اگر خطـــاط بودم جزء حرفهای قشنگ تو چیزی های دیگری روی ورق نمی آوردم در آخــــــــر اگر انگلیســــــی بودم می گفتــــــــم I LOVE YOU
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:26 توسط AbdorrezA |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:5 توسط AbdorrezA |
|
|
« زنــدگــی » زندگی یک بازی درد آور است زندگی یک اول بی آخر اســـت زندگی کردیم امـــــــــــا باختیـم کاخ خود را روی دریا ساختیـم لمس باید کـــرد این انـــدوه را بر کـمر باید کشـید این کوه را زندگانی با همین غمها خوش است با همین بیش و همین کمها خوش است زندگی را خوب باید آزمـــــود اهل صبر و غصه و اندوه بود بـــا ختیم و هیچ شاکی نیستم بر زمـــین خوردیم و خاکی نیستیم بر زمـــین خوردیم و خاکی نیستیــم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 11:1 توسط AbdorrezA |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:3 توسط AbdorrezA |
|
|
زندگی گل زردی است به نام غم ائینه شکسته ای به نام دل فریاد رسائی است به نام آه مروارید گرانبهایی است به نام اشک رشته کوهی است به نام آرزو که درون ان چشمه ا است به نام وفا که به دریایی می ریزد به نام صفا زندگی یعنی عشق- یعنی محبت یعنی امید آرزو....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 12:54 توسط AbdorrezA |
|
جـــرم مــــــــــــن عشـــــــق اســـــــــــت... نه چیز دیـــگر.....؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:43 توسط AbdorrezA |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:3 توسط AbdorrezA |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 23:17 توسط AbdorrezA |
|
|
خوب آخر هفته است و میدونم خیلی ها میان روی نت تفریح کنن منم تصمیم گرفتم چند تا کاریکاتور خوشگل بذارم واسه تون که برین ببینین و حالشو ببرین:
لیلا حاتمی محمدرضا گلزار
رضا کیانیان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 11:19 توسط AbdorrezA |
|
|
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنحه می شم از خودم نمی تونم شکوفه کنم انگار کوه قصه ها رو سینه من اومده آخ داره باورم می شه خنده به ما نیومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار به کسی یه عمره که دریدرم حتی صدای نفسم می گه گه توی قفسم من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم یه کم منو حوصله دلم گرفته آسمون کن منم که از این روزگار یه خرده کمتر گله کن دلم گرفته آسمون منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم برگ تقویم میکنه لحظه به لحظه لغنته آهای زمین... یه لحظه تو نفس نزن نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن دلم گرفته آسمون |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:19 توسط AbdorrezA |
|
|
صفحه نخست آرشیو |
| درباره وبلاگ |
شناسنامه زندگی
نام: رنج نام پدر: مشقت شهرت: اواره شغل: دل باخته محل صدور: دنيای فراموش شدگان شماره شناسنامه: نامعلوم نام مادر: سلطان غم نام همسر: گريه محل کار: شرکت هیچستـان محل سکونت: شهر مکافات محکوميت: زندگی کردن جرم: به دنيا امدن هدف: از دنیا رفتن تاريخ تولد: هزاروسيصدوهيچ گروه خونی: نفت سياه ادرس: خيابان بدبختي چهارراه تنهايی کوچه دربدری بلوک انتظار |
| پیوندهای روزانه |
|
جهان بخشی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته اوّل فروردین 1385 |
|
RSS
|